مستمندانه
مترادفها
نیازمندانه
متضادها
مستقلانه، خودکفا
لغت نامه دهخدا
مستمندانه. [ م ُ م َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب )فقیرانه و نیازمندانه. هر چیز منسوب به فقر و پریشانی و تنگدستی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مستمند شود.
جمله سازی با مستمندانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آنها مستمندانه طلب استمداد و یاری نمیکردند بلکه خود در حدودی معین به خدایان خویش مساعدت و یاری مینمودند.