محین

لغت نامه دهخدا

محین. [ م ُ ح َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) آنکه ناقه را در یک وقت دوشد. ( از منتهی الارب ). کسی که ناقه را برای دوشیدن معین می کند. || هلاک کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
محین. [م ُ ] ( ع ص ) مقیم در جائی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || مخرب و خراب کننده. ( ناظم الاطباء ). || هلاک کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

مقیم در جائی

جمله سازی با محین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محین خلیفه (انگلیسی: Muhain Khalifah؛ زادهٔ ۱۰ ژوئن ۱۹۹۴) یک بازیکن فوتبال است.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز