محاد

لغت نامه دهخدا

محاد. [ م ُ حادد ] ( ع ص ) مزاحم. || مانع. || مخالف. || پیوسته و متصل. || پهلوی هم و هم حد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محادة شود.

فرهنگ فارسی

مزاحم

جمله سازی با محاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انشعاب بین گروه های مختلف جنبش کیبوتص بین سال های 1948 و 1954 رخ داد، زمانی که سرانجام سه فدراسیون کیبوتص به وجود آمد که هر کدام با یک حزب کارگر متفاوت همسو بودند: ایخود با حزب مپای، محاد با حزب آحدوت هاآوودا و آرتزی با حزی ماپام همسو بودند.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز