متربع

لغت نامه دهخدا

متربع. [ م ُ ت َ رَب ْ ب ِ ] ( ع ص ) ستور که علف بهاری خورده و فربه شود. ( آنندراج ). فربه شده از علف بهاری. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || کسی که چهارزانو می نشیند. ( ناظم الاطباء ). به چهارزانو نشیننده. ( از منتهی الارب ).
متربع. [ م ُ ت َ رَب ْ ب َ ]( ع اِ ) فرودآمدن گاه در بهاران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || جائی که ستور در بهار چرا می کند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تربع شود.

فرهنگ فارسی

فرو د آمدن گاه در بهاران

جمله سازی با متربع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 براساس اطلاعات نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ برابر ۲۳۶۹۶ نفر بوده است و همچنین تراکم نسبی جمعیت کل شهرستان گرمه ۱۰ نفر در هر کیلومتر متربع می‌باشد. از لحاظ نژادی و قومی و قبیله‌ای از اقوام کرد، ترک و تات تشکیل شده است، در حال حاضر تمامی اقوام از کرد، ترک و تات با برادری و صلح و صفا در کنار یکدیگر زندگی کرده و بطورکلی از لحاظ اجتماعی دارای جوامع پویا، هماهنگ و زنده، هستند. در شهرستان گرمه بطورکلی سه زبان کردی، تاتی و ترکی رایج است. همچنین تمامی مردم شهرستان گرمه مسلمان و شیعه مذهب می‌باشند.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز