متحلم
لغت نامه دهخدا
متحلم. [ م ُ ت َ ح َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) به تکلف بردباری نماینده.( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که به تکلف بردباری و شکیبائی کند. ( ناظم الاطباء ). || کودک پیه ناک. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شتر و کودک و ملخ و سوسمار فربه و پیه ناک. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || خواب بیننده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جمله سازی با متحلم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتش سرخ که از همان ابتدا از منظر عددی و تسلیحاتی در موضع ضعف بود، در این مرحله متحلم ۳۷۰ هزار تلفات غیرقابل بازیابی شد. استاوکا تا روز ۵ ژوئیه هنوز تصور میکرد تهاجم جدید آلمانیها مقدمهای برای پیشروی دیگری از طرف آنها به سمت مسکو است و مهاجمان پس از رسیدن به ورونژ رو به شمال چرخش خواهند کرد. از این رو بیشتر اقدامات شوروی در جهت مقابله با حرکت دشمن به سمت مسکو بود. استالین روز ۶ ژوئیه با عقبنشینی محدود ارتشهای بیستویکم، بیستوهشتم، سیوهشتم و نهم شوروی موافقت کرد. به هر صورت با قرار داشتن نیروهای جبهههای جنوب غربی و جنوبی شوروی در خطر محاصره، روز ۱۰ ژوئیه مجوز عقبنشینی بیشتر تا خط کازانسکایا-چرکاسکویه، صادر شد. بدین شکل بیشتر نیروهای جبهه جنوب غربی شوروی قادر گشتند به پشت رود دن عقب بنشینند. با اقدام نیروهای ارتش سرخ به عقبنشینی آلمانیها در سه هفته آغازین کارزار تنها ۵۴ هزار نفر را به اسارت گرفتند. شرایط به اندازهای برای فرماندهی گروه ارتش مرکز ورماخت نامطلوب بود که فون بک روز ۸ ژوئیه با ارسال پیامی به هالدر مرحله دوم عملیات را از پیش «مرده» توصیف کرد و احتمال داد در صورت ادامه بر اساس طرح پیشین انبرهای آلمانی فضای خالی را محاصره کنند.