لغت نامه دهخدا
ماه ورق. [ وَ رَ ] ( اِ مرکب ) سپر. ( آنندراج ). ناف سپر. ( ناظم الاطباء ). کنایه از سپر. ( فرهنگ فارسی معین ).
ماه ورق. [ وَ رَ ] ( اِ مرکب ) سپر. ( آنندراج ). ناف سپر. ( ناظم الاطباء ). کنایه از سپر. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) پسر.
سپر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با ماه عنابی شفق، یا خط کافوری ورق عارض چو گل غرق عرق، ای سر و بالا تا کجا