لغت نامه دهخدا
مال خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) عاملی که در اموال دیوان تصرفات بی وجه و غاصبانه کرده. ( فرهنگ فارسی معین ): بدان مثال که ولات عمال مال خورده را طلب کنند... ( نفثةالمصدور چ یزدگردی ص 67 ).
مال خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) عاملی که در اموال دیوان تصرفات بی وجه و غاصبانه کرده. ( فرهنگ فارسی معین ): بدان مثال که ولات عمال مال خورده را طلب کنند... ( نفثةالمصدور چ یزدگردی ص 67 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد با مال بییقین باشد سیر خورده گرسنه دین باشد