لغت نامه دهخدا
لکشمن. [ ل َ م َ ن َ ] ( اِخ ) و فی الرابع والعشرین قتل رام راون و قیل لکشمن اخورام کهنبکرن اخاراون و قهرا جمیع راکشس. ( ماللهند بیرونی ص 204 ).
لکشمن. [ ل َ م َ ن َ ] ( اِخ ) و فی الرابع والعشرین قتل رام راون و قیل لکشمن اخورام کهنبکرن اخاراون و قهرا جمیع راکشس. ( ماللهند بیرونی ص 204 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لکشمن داس شرما در حدود ۱۹۰۰ در روستای اکبرپور (بخش فیضآباد)در اوتار پرادش هند به دنیا آمد. والدینش او را در سن ۱۱ سالگی به ازدواج دادند. او سپس خانه را ترک کرد تا عارِف شود. او بعدها به درخواست پدرش به خانه بازگشت تا یک زندگی زناشویی قطعی داشته باشد. او پدر دو پسر و یک دختر بود.