لغت نامه دهخدا
( ل-ه و پ-ه ) ل-ه و پ-ه. [ ل ِ هَُ پ ِه ْ ] ( ص مرکب، از اتباع ) لِه و لورده. خرد و خاکشی. سخت لِه. سخت کوفته و سوده.
( ل-ه و پ-ه ) ل-ه و پ-ه. [ ل ِ هَُ پ ِه ْ ] ( ص مرکب، از اتباع ) لِه و لورده. خرد و خاکشی. سخت لِه. سخت کوفته و سوده.
له و لورده: سخت کوفته و خرد شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشت و خون و موی و پیه از مادر آمد در وجود استخوان و پوست و پی بارک هم از بابا بود
💡 وَ عَصَوْا رُسُلَهُ و سر کشیدند در رسولان او، وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ (۵۹) و پی بردند فرمان هر گردن کشی ناپاک ستیز کش را.
💡 زور خود را کم ازو دید و پی حیلت و فن فارس فکرتش از میمنه در میسره شد
💡 جملهٔ راه استخوان و موی و پی بس که تیغ قهر لاشی کرد شی
💡 با دل گفتم گرد بلا میگردی مغرور شدی به صبر و پی گم کردی