معنای اول «قلیف» به میوه و بهویژه خرما مربوط است و اشاره به خمی دارد که گل آن برداشته شده باشد و شامل خنور یا غلاف خرما نیز میشود. در این معنا، «قلیف» جایگاه خرما و میوه خشک نیز نامیده میشود و گاهی به خرمای دریایی که پوست آن کنده شده است نیز اطلاق میشود. اصطلاح «مایقلف من الخبز» به معنای چیزی است که پوسته یا پوشش آن برداشته شود و در این زمینه به فرآوری و آمادهسازی خوراکیها مرتبط است.
معنای دوم «قلیف» در منابع دیگر به حیوانات مربوط است و به شترمادهای بزرگاندام اشاره دارد که برای نگهداری یا کارهای سنگین مناسب باشد. این کاربرد در متون دامداری و فرهنگ لغات قدیم ثبت شده و نشاندهنده اهمیت شترماده در زندگی اقتصادی و حمل و نقل سنتی بوده است. واژه «قلیف» در هر دو معنا، هم در زمینه کشاورزی و خوراکی و هم در دامداری، در منابع معتبر فارسی از جمله دهخدا و منتهیالارب ذکر شده است.