لغت نامه دهخدا
قرنان. [ ق َ ] ( ع ص ) مرد دیوث که دیگری را در زن خود شریک کرده باشد. ( منتهی الارب ). قرمساق. غرزن. کشخان.
قرنان. [ ق َ ] ( ع ص ) مرد دیوث که دیگری را در زن خود شریک کرده باشد. ( منتهی الارب ). قرمساق. غرزن. کشخان.
مرد دیوث که دیگری را در زن خود شریک کرده باشد.
💡 235- رك: ميرزا عبدالرسول الحائرى الا حقاقى، قرنان من الاجتهاد والمرجعيه فىاسرة الا حقاقى.