قداد

لغت نامه دهخدا

قداد. [ ق َ ] ( ع اِ ) خارپشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || یربوع. ( المنجد ). کلاک موش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قنفذ. ( المنجد ).
قداد. [ ق ُ ] ( ع اِ ) درد شکم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قداد. [ ق ِ] ( ع اِ ) ج ِ قَدّ. ( منتهی الارب ). رجوع به قد شود.
قداد. [ ق َ ] ( اِخ ) ابن ثعلبه بن معاویه از قبیله بُجَلَة است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ابن ثعلبه بن معاویه از قبیله بجله است.

جمله سازی با قداد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعیب قداد (انگلیسی: Chouaïb Keddad؛ زادهٔ ۲۵ ژوئن ۱۹۹۴) بازیکن فوتبال اهل الجزایر است.

💡 سیدی قداد یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در دمشق واقع شده‌است.

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز