فراز گشتن

لغت نامه دهخدا

فراز گشتن. [ ف َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) فراز گردیدن. فراز شدن. فراز آمدن. بسته شدن:
چون کشته ببینیم، دو لب گشته فراز
از جان تهی این قالب فرسوده به آز،
بر بالینم نشین و میگوی به ناز
کای من تو بکشته و پشیمان شده باز!رودکی.رجوع به فراز گردیدن و فراز شدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بسته شدن ۲ - باز شدن.

جمله سازی با فراز گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشیبش چیست خاک راه گشتن فراز او کدام از خود گذشتن

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز