لغت نامه دهخدا
زنده گیا. [ زِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) زنده گیاه. مردم گیاه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
چون زنده گیا زنده مرده ست به صورت
با آنکه تنش مرده زنده ست چو اسفنج.سیف اسفرنگ ( یادداشت ایضاً ).رجوع به مردم گیاه شود.
زنده گیا. [ زِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) زنده گیاه. مردم گیاه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
چون زنده گیا زنده مرده ست به صورت
با آنکه تنش مرده زنده ست چو اسفنج.سیف اسفرنگ ( یادداشت ایضاً ).رجوع به مردم گیاه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با یاد خط تو زنده گردم گر از گل من گیا برآید