لغت نامه دهخدا
زره دوز. [ زَ رِ / زِ رِه ْ ] ( نف مرکب ) دوزنده زره. فرورونده در زره. کارگر در زره. || ( اِ مرکب ) نوعی است از پیکان. ( فرهنگ رشیدی ). نوعی از پیکان است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
زره دوز. [ زَ رِ / زِ رِه ْ ] ( نف مرکب ) دوزنده زره. فرورونده در زره. کارگر در زره. || ( اِ مرکب ) نوعی است از پیکان. ( فرهنگ رشیدی ). نوعی از پیکان است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
دوزنده زره کار گزار زره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شود از تیر جگر دوز تو مانند زره تن خصم ار چه کند ز آهن و پولاد گذر