لغت نامه دهخدا
دیگ گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) آنکه دیگ سازد. قدار. ( ملخص اللغات حسن خطیب ).
دیگ گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) آنکه دیگ سازد. قدار. ( ملخص اللغات حسن خطیب ).
آنکه دیگ سازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تو، پروین، نیست فکر و عقل و هوش ورنه دیگ حق نمیافتد ز جوش
💡 پس آنک او به بنگاه میپخت دیگ به هنگام خور بود یار علی
💡 اگر خواهی که کارت کار باشد همیشه دیگ بختت بار باشد
💡 ز تف دیگ روغن مرد مضطر به پای افکند حالی کاسهٔ سر
💡 دیگ گفتش گر اباگر روغن است شور وشیرین هرچه هست آن منست