دریغ گفتن
مترادفها
دریغ کردن، امساک کردن، بخل ورزیدن
متضادها
بخشیدن، عطا کردن، دادن
لغت نامه دهخدا
دریغ گفتن. [ دِ / دَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) افسوس خوردن. اظهار تأسف کردن:
عمرش دراز باد که برقتل بی گناه
وقتی دریغ گفت که تیر از کمان برفت.سعدی.
فرهنگ فارسی
افسوس خوردن. اظهار تاسف کردن.
جمله سازی با دریغ گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای گفتن با دوست شکوهها به دلم بود ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم
💡 او در آن روزهای بسیار سخت و طوفانی، از کمک کردن به نیازمندان و بیکسان دریغ گفت و تمام دارایی خود را برای خودش نگه داشت.
💡 نباید از بیان حقیقت و صداقت در روابط انسانی دریغ گفت، زیرا پنهانکاری و دروغ تنها باعث از بین رفتن اعتماد میان مردم میشود.
💡 اگر دانشمندان از انتقال دانش و تجربیات خود به نسلهای آینده دریغ گفت، جامعه در مسیر پیشرفت و توسعه با چالشهای بزرگی روبرو خواهد شد.