لغت نامه دهخدا
جسته رفتن. [ ج ِ ت َ / ت ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) قسمی دوختن در خیاطی. ( از یادداشت مؤلف ).
جسته رفتن. [ ج ِ ت َ / ت ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) قسمی دوختن در خیاطی. ( از یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نكته: ارسطو گويد: چون علم مى آموزيم پيشتر مى رويم، اين پيش تر رفتن اعتلاء وتقرب انسان درجه درجه و جسته جسته به سوى مبدا عالم است كه در مطلقكمال، كمال مطلق است و علم، غذا و سازنده و پروراننده مغتذى است و در واقع تغذى حبدوام ظهور احكام ظاهر و احكام آن است چه اينكه غذا با همه اختلاف انواع و ضروب آن مظهرصفت بقاء و از سدنه اسم قويم و با مغتذى مسانخ است.
💡 متأسفانه تروری حریری شروعی برای قتلهای دیگر بود که باعث از دست رفتن بسیاری از اشخاص بر جسته لبنان شد. در ۲ ژوئن ۲۰۰۵ روزنامهنگار نو تاریخدان سمیر کثیر یکی از اعضای مؤسس حزب چپگرای دموکرات در یک بمبگذار ی ماشین کشته شد. کمتر از یک ماه بعد در ۲۱ ژوئن ۲۰۰۵ جرج حاوی دبیرکل سابق حزب کمونیست لبنان نیز در بیروت در یکی بمگذاری ماشین کشته شد.