لغت نامه دهخدا
تبه پیشه. [ ت َ ب َ ه ْ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) ج، تبه پیشگان. تباهکار. تبه کار. که پیشه و کارش بر تباهی و فساد باشد. که پیشه اش تباه باشد. رجوع به تباهکار و تبه کار شود.
تبه پیشه. [ ت َ ب َ ه ْ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) ج، تبه پیشگان. تباهکار. تبه کار. که پیشه و کارش بر تباهی و فساد باشد. که پیشه اش تباه باشد. رجوع به تباهکار و تبه کار شود.
جمع: تبه پیشگان تباهکار تبه کار که پیشه و کارش بر تباهی و فساد باشد که پیشه اش تباهی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که دورند از رحمت کردگار ستم پیشه گان تبه روزگار