«سراع» در منابع عربی به معنی «تلاش سریع»، «شتاب» و «مسابقه» به کار رفته است، در متون قدیمی، این واژه غالباً برای توصیف حرکت سریع یا اقدام فوری استفاده میشود. در ادبیات عربی، «سراع» میتواند به معنای مسابقه یا رقابت نیز باشد، بهویژه زمانی که دو یا چند نفر با سرعت و عجله برای رسیدن به هدفی تلاش میکنند. برای مثال، در متون اخلاقی و ادبی، گاهی از «سراع» برای توصیف شتاب انسان در انجام کارهای خیر یا در رسیدن به اهداف معنوی استفاده شده است. «سراع» گاهی به صورت استعاری نیز به کار میرود و بیانگر شدت تلاش و کوشش انسان برای رسیدن به چیزی است، چه در امور دنیوی و چه معنوی. این کاربرد در شعر و نثر عربی برای نشان دادن جدیت و سرعت عمل فرد در رسیدن به هدف یا فرار از خطر رایج است. بنابراین، علاوه بر معنای لغوی «شتاب»، میتوان آن را نمادی از تلاش و جدیت نیز در نظر گرفت.
سراع
لغت نامه دهخدا
سراع. [ س ِ ] ( ع مص ) شتافتن. ( دهار ) ( ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ). زود شدن. ( المصادر زوزنی ).
سراع. [ س ِ ] ( ع اِ ) شاخهای تازه درخت انگور و این ج ِ سرع است که بالفتح باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
شاخهای تازه درخت انگور و این جمع سرع است که بالفتح باشد.
جمله سازی با سراع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در كيفيت تحصيل، هرچه برويد سراع تجملات - و ان شاءالله نمى رويد - از علومتانكاسته مى شود، آنهايى كه اين كتابهاى قطور را نوشته اند و پر ارزش را، زندگىشان يك زندگى طلبگى بوده مثل شيخ انصارى (44).