رسم دان
مترادفها
آدابدان، رسمشناس
لغت نامه دهخدا
رسم دان. [ رَ ] ( نف مرکب ) مؤدب. آنکه به آداب و سنن جاری آشنا باشد. ( یادداشت مؤلف ). که عادات و آداب معمولی بین مردم رابداند. آداب دان. آشنا به آداب معاشرت. آشنا به آیین و شیوه و طریقه. مبادی آداب. قاعده دان:
نادیده روزگارم از آن رسم دان نَیم
آری به روزگار شود مرد رسم دان.ابوالمعالی رازی.
فرهنگ فارسی
مودب آنکه به آداب و سنن جاری آشنا باشد.
جمله سازی با رسم دان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنانکه رسم بود یک شبی مگر با بخت ز خلق تو گله ای کرد رسم دانی من
💡 اندازهٔ رسم دانی من داند آن کس که رسم دانست