جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و این از آن بود که در حالت نزع میگفته بود خداوندا بدین مشتی تنگ حوصله نمای که غفارم و اکرم الاکرمین ام. که همه یک دل و یک زبان اند که مرا فروخواهی برد، مرا به ستیزه ایشان برآور و بدیشان نمای که فعال لما یرید منم.
💡 تو تنگ حوصله و ملک را نواله بزرگ نه در خور سر منقار تست این انجیر
💡 کدام بزم بچیدم که تنگ حوصله گان به بوی می که شنیدند شیشه ها بشکستند
💡 لب را به هجو کس، نگشودم به هیچ گاه با آنکه می شدم زکسان، تنگ حوصله
💡 دل تنگ حوصله خون شود ز ستیزهای زبانیت ز پی ارنه لطف تو دل دهد به کرشمههای زبانیم
💡 دهانِ یار که درمانِ دردِ حافظ داشت فغان که وقتِ مُرُوَّت چه تنگ حوصله بود