جزب

لغت نامه دهخدا

جزب. [ ج ِ ] ( ع اِ ) بهره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بهره و نصیب. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بهره و لغتی است در جِزْم. ج، اَجْزاب. ( از متن اللغة ).
جزب. [ ج ُ ] ( ع اِ ) بندگان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). یقال: له جزب کثیر؛ ای عبید. و این کلمه اسم جمع است و لفظ مفرد ندارد. ( از اقرب الموارد ).
جزب. [ ج ُ زُ ] ( اِخ ) ( ذو... ) از قرای ذمار است به یمن. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

ذو... از قرای ذومار است بیمن

جمله سازی با جزب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علی شبستری، رهبر حزب توده شاخه تبریز، بعدها گفت که پیشه‌وری فرمانی از روس‌ها دریافت کرد که حزب دموکرات را ایجاد کند و دست‌نوشته‌های پیشه‌وری نشان می‌دهد که او، حزب توده را منحل کرد و نام دموکرات را برگزید تا کسانی که جزب ایدئولوژی کمونیست نبودند را جذب کند.

💡 مؤسسه تحصیلات عالی نیمروز، یک نهاد تحصیلی عالی دولتی در شهر زرنج در استان نیمروز افغانستان است. کار ساخت تعمیر برای این نهاد در ۲۸ قوس/آذر ۱۳۹۵ از طرف وزارت تحصیلات عالی افغانستان اعلان گردید و در سال ۱۳۹۶ با جزب دانش‌جویان در رشتهٔ تعلیم و تربیه (آموزش و پرورش) به فعالیت آغاز کرد.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز