تنگ حوصلگی

لغت نامه دهخدا

تنگ حوصلگی. [ ت َ ح َ / حُو ص َ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) بی صبری و تندخویی و غضبناکی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک حوصله و تنگ حوصله و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

بی صبری و تند خویی و غضبناکی.

جمله سازی با تنگ حوصلگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو داغ لاله گره کن نفس به دل صائب ز تنگ حوصلگی آه عاشقانه مکن

💡 از تنگ حوصلگی های «نظیری » در وصل عشق حرمان ابد گر دهدش کم باشد

💡 اگرچه دادرسی نیست در جهان صائب ز تنگ حوصلگی می کنم همان فریاد

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز