بخشا. [ ب َ ] ( نف ) بخشاینده و بخشش کننده. ( فرهنگ رشیدی ). بخشش کننده. ( آنندراج ). دهنده و عطاکننده و انعام دهنده، مانند پادشاه مملکت بخشا. ( ناظم الاطباء ):
نسبت فضل از دل رخشان او گیرد سپهر
نسخت جود از کف بخشای او گیرد سحاب.ادیب صابر.- جرم بخشا؛ بخشنده جرم:
که دردمندنوازی و جرم بخشایی.سعدی.- راحت بخشا؛ راحت بخش. ( از یادداشت مؤلف ).
- روح بخشا؛ روح بخش. ( از یادداشت مؤلف ).
- گنه بخشا؛ گنه بخش. ( از یادداشت مؤلف ).
۱. = بخشودن
۲. (صفت ) بخشاینده، بخشنده، عطاکننده.
بخشاینده و بخشش کننده دهنده و عطا کننده و انعام دهنده.
اسم: بخشا (پسر) (فارسی) (تلفظ: bakhšā) (فارسی: بَخشا) (انگلیسی: bakhsha)
معنی: بخشاینده و بخشش کننده، بخشش دهنده و عطا کننده، انعام دهنده
💡 یارزم بخشا که ترسم از غضب این روزها آنچه شبها من باو میکردم اوبا من کند
💡 جوان بختا جهان بخشا تو آنی که بر گردنکشان مالک رقابی
💡 چه شب خوشتر از بامداد وصال چه شب عطر بخشای ناف غزال
💡 الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوا گردان ز خود بیگانگی بخشای و با خویش آشنا گردان
💡 رحم آر کز آسمان نمیبارد جان بخشای که از زمین نمیروید دل
💡 ما بنده نادانیم از کرده ما بگذر ای پادشه دانا بخشای به نادانها