لغت نامه دهخدا
خاصه پز. [ خاص ْ ص َ/ ص ِ پ َ ] ( نف مرکب ) نانوا که نان خوب و گران بها پزد. آنکه نان خوان شاه و امیر و دیگر بزرگان پزد. مقابل خرجی پز که نانوائی است که نان ارزان قیمت می پزد.
خاصه پز. [ خاص ْ ص َ/ ص ِ پ َ ] ( نف مرکب ) نانوا که نان خوب و گران بها پزد. آنکه نان خوان شاه و امیر و دیگر بزرگان پزد. مقابل خرجی پز که نانوائی است که نان ارزان قیمت می پزد.
نانوا که نان خوب و گران بها پزد آنکه نان خوان شاه و امیر و دیگر بزرگان پزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست اثیر مرد تو، خاصه کنون که برفلک ماه تمام در خط است، از خط چون هلال تو
💡 نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب میکند، بنیاد مستوری مستوران، خراب
💡 معناى آيه شريفه: (واتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه ) بنابرقرائتمشهور و بنابر قرائت (لتصيبن )
💡 گفت که « عاشق چرا مست شد و بیحیا ؟» باده حیا کی هلد !؟ خاصه ز خمار من
💡 بنابراين مستكبران دين را مانع اصلى خود مى بينند، از اين رو با تمام توان آن را موردتهاجمات خود، خاصه تهاجم فرهنگى قرار مى دهند.