واژه «داتام» یک نام اصیل ایرانی با ریشه در زبان پارسی باستان است که در متون تاریخی و فرهنگهای نامشناسی به عنوان یک نام پسرانه و کهن ثبت شده و معنای آن به صورت کلی «آفریننده»، «مخلوق» یا «دادهشده» بیان شده است و از نظر ساختار معنایی به مفاهیم آفرینش و اعطا شدن اشاره دارد. این نام علاوه بر کاربرد زبانی، در تاریخ ایران باستان نیز اهمیت دارد و به یکی از شخصیتهای سیاسی و نظامی دوره هخامنشی تعلق دارد. داتام پسر کامیسار از مردم کاریه بود که در منابع تاریخی به عنوان یکی از فرماندهان و حاکمان محلی در دوران اردشیر دوم هخامنشی شناخته میشود و بر بخشهایی از کاپادوکیه فرمانروایی داشته است. او پس از کشته شدن پدرش در جریان جنگهای آن دوره، به جای او به قدرت رسید و در اداره منطقه نقش مهمی ایفا کرد. در روایتهای تاریخی آمده است که داتام در ابتدا با حکومت مرکزی هخامنشی همکاری داشت و در برخی لشکرکشیها نیز مشارکت کرده است، اما بعدها به دلیل اختلافات سیاسی به مخالفت و حتی شورش روی آورد. او در برابر سپاه اعزامی اردشیر دوم مقاومت قابل توجهی نشان داد و به عنوان فرماندهای باهوش و جنگاور شناخته شد. در نهایت، بر اساس برخی منابع تاریخی، وی به شکل نیرنگآمیز توسط دشمنانش کشته شد، اگرچه در برخی روایتهای دیگر مرگ او در میدان نبرد ذکر شده است. این واژه نمونهای از پیوند میان نامشناسی ایرانی و تاریخ سیاسی ایران باستان محسوب میشود.
داتام
لغت نامه دهخدا
داتام. ( اِخ ) پسر کامیسار از مردم کاریه حاکم لک و سیری ( قسمتی از کاپادوکیه و مجاور کیلیکیه ) بعهد اردشیر دوم هخامنشی. مادر داتام سکائی بود و خود در عداد پادشاهان کاپادوکیه ( ایران باستان ج 3 ص 2129 ) منظور است و پس از آنکه پدر وی هنگام سفر جنگی اردشیر به کادوسیان کشته شد در ولایت مزبور جانشین پدر گردید و نخست در قضیه تیوس پادشاه پافلاگونیه که با اردشیر مخالفت میورزید شجاعت و کفایت خویش ظاهر ساخت و بپاداش آن خدمت مأمور شد که با فرناباذ وتیت رستس در لشکرکشی به مصر شرکت کند ولی در خلال این احوال و پیش از عزیمت بمصر مأمور سرکوبی آس پیس والی کاتاانی شد و او را مقهور و مجبور به تسلیم کرد، اما بر اثر حوادثی ناگزیر گردید بر اردشیر یاغی شود و اردشیر اوتوفرادات سردار خود را بسرکوبی داتام فرستاد و داتام با وجود کمی لشکریان جنگهای مردانه کرد و مغلوب نگردید، ناگزیر اوتوفرادات با وی داخل مذاکره شد و میان آندو صلح برقرار گردید اما اردشیر کینه ٔوی را به دل گرفت و با این مقصود دامهائی برای او گسترد و داتام هر دفعه بواسطه زرنگی از این دامها بیرون میجست تا سرانجام مهرداد پسر آریوبرزن این سرداررشید را خائنانه کشت. روایت فوق از کرنلیوس نپوس است اما بنا بروایت دیودور وی در دشت نبرد مرده است. رجوع به ایران باستان ج 2 ص 79 و ج 2 صص 1138 - 1151 و ج 3 صص 2123 - 2132 شود.
فرهنگ فارسی
یسر کامیسار از مردم کاریه حاکم لک و سیری
فرهنگ اسم ها
اسم: داتام (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: dātām) (فارسی: داتام) (انگلیسی: datam)
معنی: آفریننده و مخلوق، پسر کامیسار، از حکام دوران اردشیر دوم هخامنشی، ( اَعلام ) پسر کامیسار از مردم کاریه حاکم لک و سیری [قسمتی از کاپادوکیه و مجاور کلیکلیه] بعد از اردشیر دوم هخامنشی، نام یکی از فرماندهان پارسی کاپادوکیه
جمله سازی با داتام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اردشیر چون از یاغی شدن داتام مطلع گردید، یکی از سرداران خود را به نام اتوفرادات مأمور جنگ با او نمود، ولی در محاربات تفوق با داتام بود. از این رو اتوفرادات که نتیجه جنگ را به نفع خود نمیدید، با او وارد مذاکره شد و صلح انجام پذیرفت؛ ولی اردشیر دوم نسبت به داتام بسیار خشمگین بود تا آنکه به واسطه خیانت یکی از نزدیکان خود کشته شد.
💡 داتام پسر کامیسار فرمانروای کیلیکیه بود. پس از کشته شدن پدرش در سال ۳۸۶ ق. م جانشین او گردید و رشادت و لیاقت خود را در دستگیری پادشاه پافلاگونی که با اردشیر دوم مخالفت میکرد، به ثبوت رسانید. بدین سبب مورد توجه قرار گرفت و اردشیر دوم او را به واسطه لیاقتش مأمور کرد که در لشکرکشی فرناباذ به مصر شرکت کند (۳۷۴ ق. م) و به او همان اختیار را داد که به سردار دیگر داده بود.