لغت نامه دهخدا
ثات. ( اِخ ) ناحیه ای به یمن منسوب به ذوثات. ( مراصد ). و از آنجاست ذوثات حمیری یکی از مهتران یمن. رجوع به ذوثات شود.
ثات. ( اِخ ) ابن رعین. یکی از اجداد ابوخزیمه ابراهیم بن یزید ثاتی است.
ثات. ( اِخ ) ناحیه ای به یمن منسوب به ذوثات. ( مراصد ). و از آنجاست ذوثات حمیری یکی از مهتران یمن. رجوع به ذوثات شود.
ثات. ( اِخ ) ابن رعین. یکی از اجداد ابوخزیمه ابراهیم بن یزید ثاتی است.
بن رعین یکی از اجداد ابو خزیمه ابراهیم ابن یزید ثاتی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تصاویر و ویدئوهای گربهها یکی از پربازدیدترین محتواهای وب جهانگستر، بیشتر در شکل عکس ماکرو است. ثات کاتالوگ گربهها را «خوشیمنهای غیررسمی اینترنت» توصیف کردهاست.
💡 فولر در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ کار بر روی نرمافزار را آغاز نمود. بعد از خروچ از دانشگاه در سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ برای شرکت پرایس واتر هاوس کوپرز کار می کرد. در شرکت ثات وورکز، یک شرکت یکپارچهسازی سیستمها و مشاوره، دانشمند ارشد بود.