تنک ظرف

لغت نامه دهخدا

تنک ظرف. [ ت َ ن ُ /ت ُ ن ُ ظَ ] ( ص مرکب ) سخن چین و نمام و یاوه گو. || گول و احمق و ساده دل. ( ناظم الاطباء ). || تنک فهم. تنک حوصله. ( از آنندراج ):
بر تنک ظرفی چو من بار است تکلیف چمن
خنده گل می کند از بی دماغی تر مرا.رضی دانش ( از آنندراج ).و تنگ ظرف به فتح اول و کاف فارسی هم به این معنی آمده. ( آنندراج ). || بی عیب و بی ریا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سخن چین و نمام و یاوه گو. یا گول و احمق و ساده دل.

جمله سازی با تنک ظرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در گریبان ریخت گردون ساغر خورشید را هر تنک ظرفی شراب ناب نتواند گرفت

💡 با زور باده عقل تنک ظرف چون کند؟ شبنم چگونه تیغ شود پیش آفتاب؟

💡 تمام نسل بزرگان اگر نکو باشند ز بحر زاده تنک ظرفی حباب چراست؟

💡 شیشه‌ها کردم تهی اما تنک ظرفی بجاست بشکند دل تا خراباتی دگر گرداندم

💡 ز شکر و شکوه مزن دم تو چون تنک ظرفان اگر غمین و اگر شاد می کنیم ترا

💡 در بحر، ز هر قطره تنک ظرف ترست با آن که حباب را چو دریاست تهی

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز