لغت نامه دهخدا
تخمین زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برآورد کردن.دید زدن در اندازه. رجوع به تخمین و تخمیناً شود.
تخمین زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برآورد کردن.دید زدن در اندازه. رجوع به تخمین و تخمیناً شود.
بر آورد کردن دید زدن در اندازه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای کاربردی کردن تئوری با یک روش ساده، مجموعهای از دادهها با احتمال مثبت را در نظر میگیریم که مستقل از پارامتر باشد. مثال سادهای که وابستگی به پارامترها در آن برقرار باشد تخمین زدن θ از مجموعهای مشاهدات مستقل با توزیع یکسان مانند توزیع یکنواخت در بازه
💡 اگر سطح اقیانوسها در صورتی که همگی همچگالی باشند و به وسیلهٔ جز و مد و تغییرات جوی تغییر نیابند امکان تخمین زدن زمینوار مقدور خواهد بود.
💡 از توزیع نمایی بیشتر در تخمین زدن مدت زمان لازم برای رخداد یک پیشامد خاص استفاده میشود. برای نمونه، مدت زمان لازم (از هماکنون) تا رخداد یک زمینلرزه، آغاز یک جنگ، دریافت یک تماس تلفنی اشتباه، و... متغیرهای تصادفی با توزیع نمایی میباشند.
💡 پس از شکلگیری مدل، هدف تخمین زدن پارامترها خواهد بود. که این تخمین هارا با