کوتاه پای
مترادفها
کوتاهقدم، پاهای کوتاه
متضادها
بلندپا
لغت نامه دهخدا
کوتاه پای. ( اِ مرکب ) مثل کوتاه پاچه و بعضی به معنی خرگوش گفته اند. ( آنندراج ):
بود به سرپنچه آهوربای
دست درازیش به کوتاه پای.امیرخسرو ( در تعریف یوز، از آنندراج ).از خدنگ وی ارچه در هرجای
آهوان می شدند کوته پای.امیرخسرو ( از آنندراج ).و رجوع به کوتاه پا و کوتاه پاچه شود.
فرهنگ فارسی
مثل کوتاه پاچه و بعضی بمعنی خرگوش گفته اند، ( کوتاه پا ی ) ۱ - آنکه دارای پایی کوتاه است. ۲ - کوتاه قد. ۳ - ( اسم ) نوعی گوزن دارای خالها ی درشت که شاخ وی شاخ شاخ است. ۴ - خرگوش ( با آنکه دست وی کوتاه است نه پای او ).
جمله سازی با کوتاه پای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهسوار من آرام بر پیادگان رحمی پای همرهی لنگست دست چاره کوتاه است
💡 مرگ نتواند ز کویش پای من کوتاه کرد خار در ایام خشکی حافظ بستان شود
💡 دست و پای من ز عریانی خجالت میکند دامنم کوتاهتر از آستینم کردهاند
💡 به لحاظ محتوای داستان، این فیلم - به استثنای پایان آن - شباهتهایی با نمایشنامهٔ «شاه لیر» شکسپیر دارد. به دلایل روانشناختی و تجاری، کارگردان فیلم، انسجام دراماتیک داستان را برهم زد و پایانی تصنعی [اما خوش]، برای فیلم خلق کرد. نویسنده فیلمنامه، «کارل مایر» هنگام نگارش فیلمنامهٔ این فیلم، تحتِ تأثیر داستان کوتاه «شنل» اثرِ نیکلای گوگول بودهاست.
💡 در پایان خروشچف با توپ پر به نیکسون گفت: «من کوتاه نمیآیم!». و ادامه میدهد: «تا ۷ سال دیگر، ما همسطح آمریکا خواهیم شد، و بعد جلو خواهیم زد. و همینطور که از کنار شما رد میشویم، برایتان دست تکان میدهیم و میگوییم های!»
💡 مرگ نتواند ز کویش پای من کوتاه کرد جامهٔ احرام صائب از کفن باشد مرا
💡 در افسانههای قدیمی، شخصیتهای کوتاه پای معمولاً با وجود مشکلات فیزیکی، با شجاعت و هوشمندی بسیار زیاد بر تمام موانع و سختیهای مسیر زندگی خود غلبه میکردند.
💡 او با وجود اینکه فردی کوتاه پای بود، اما توانایی بسیار بالایی در ورزشهای دونده و پیمایش مسیرهای دشوار کوهستانی داشت که همگان را شگفتزده میکرد.
💡 در آن داستانهای فولکلور، شخصیت کوتاه پای اغلب نقش راهنمای دانا را ایفا میکرد که با زیرکی خود میتوانست از تلههای دشمن به راحتی عبور کند.