لغت نامه دهخدا
کرد و خورد. [ ک ِ دُ خوَرْ / خُرْ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول عامه، کردی خوردی. تلاش روزانه صرف معاش روزانه بی اضافه و پس انداز. رجوع به کردی خوردی شود.
کرد و خورد. [ ک ِ دُ خوَرْ / خُرْ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول عامه، کردی خوردی. تلاش روزانه صرف معاش روزانه بی اضافه و پس انداز. رجوع به کردی خوردی شود.
در تداول عامه. کردی خوردی. تلاش روزانه صرف معاش روزانه بی اضافه و پس انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیف از این عمر گرانمایه که هر لحظه از آن صرف طاعات توان کرد و بعصیان گذرد
💡 دلیریی که دلم کرد و میزند در صلح به اعتماد نگههای رغبت آمیز است
💡 چون بار بگسست هرون الرّشید با یحیی خالی کرد و گفت: ای پدر، چنان سخنی درشت دی در روی من بگفتی، چه جای چنان حدیث بود؟ یحیی گفت:
💡 در ۱۹۷۴، جنرال موتورز فناوری مبدلهای کاتالیستی را عرضه کرد و تمام خودروهایی که سال پس از آن تولید کرد، به این سامانه مجهز بود.
💡 بد عهدی عمر بین که گل در ده روز سر بر زد و غنچه کرد و بشکفت و بریخت