چرخه زن

لغت نامه دهخدا

چرخه زن. [ چ َ خ َ /خ ِ زَ ] ( نف مرکب ) ریسنده ریسمان و غزال. ( ناظم الاطباء ). || گشت زن. پرسه زن. آنکه بیهوده و بدون قصد از سوئی بسوئی رود. رجوع به چرخه زدن شود.

جمله سازی با چرخه زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساروس ۱۵۹ دوره‌ای زمانی با چرخه‌ای حدود ۱۸ سال و ۱۱ روز و ۸ ساعت (تقریباً ۶۵۸۵ و یک سوم روز) است که شامل ۴۹ خورشیدگرفتگی می‌شود.

💡 دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

💡 ساروس ۱۴۶ دوره‌ای زمانی با چرخه‌ای حدود ۱۸ سال و ۱۱ روز و ۸ ساعت (تقریباً ۶۵۸۵ و یک سوم روز) است که شامل ۷۶ خورشیدگرفتگی می‌شود.

💡 نی نی مهلش زانک از آن ناله زارش نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار

💡 مبین ز چرخ بدو نیک زانکه نزد قدر چه گردش افلاک و چه چرخه حکاک

💡 این جهانی که تو بینی اثر یزدان نیست چرخه از تست و هم آن رشته که بر دوک تو رشت

رسا یعنی چه؟
رسا یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز