چاشنی چش

لغت نامه دهخدا

چاشنی چش. [ چ َ ] ( نف مرکب ) چاشنی چشنده. آنکه طعم طعامی یا مزه چیزی را چشد. چاشنی گیر. مزه چش:
در جهان هر که شمس دین لقبند
شاه ایشان تویی بحضرت کش
سائلان چاشنی چش لقبند
مزه پرسند هر کس از مزه چش.سوزنی.و رجوع به چاشنی گیر شود.

فرهنگ عمید

= چاشنی گیر

فرهنگ فارسی

چاشنی چشنده. آنکه طعم طعامی یا مز. چیزی را چشد. چاشنی گیر. مزه چش.

جمله سازی با چاشنی چش

💡 زبان چرب چشم شور را در چاشنی دارد نمک در پرده های دیده بادام می گردد

💡 نوای عشق بازان گرمیی در چاشنی دارد که طوطی در نی افسرده، شکر را به جوش آرد

💡 در آوریل ۲۰۰۵، سیمرایز، شرکت فلیورز دایرکت، یک تولیدکننده طعم‌ها و چاشنی‌های ترکیبی در بریتانیا را خریداری کرد.

💡 کوکوی گَنده جارو (با گیاهی بومی به نام گندنه جارو به همراه دیگر چاشنی‌ها طبخ می‌گردد)

💡 انواع استفاده سس آووکادو شامل چاشنی برای خوراک‌های گوشتی و خوراک‌هایی همچو فاهیتا،تاکو و تاکیتو است.

💡 دادند به من چاشنی یی از خمِ مبدا از جرعۀ آن جام چنین واله و مستم