لغت نامه دهخدا
ساده وضع. [ دَ / دِ وَ ] ( ص مرکب ) ساده طور. کنایه از آدمی بی تکلف. ( آنندراج ).
ساده وضع. [ دَ / دِ وَ ] ( ص مرکب ) ساده طور. کنایه از آدمی بی تکلف. ( آنندراج ).
( صفت ) ساده طور شخص بی تکلف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۰۱ برلوسکونی با شعار ایجاد تغییرات گسترده در اقتصاد ایتالیا، سادهسازی نظام مالیاتی و افزایش حقوق بازنشستگی بار دیگر در راس ائتلافی به نخستوزیری رسید. اما بدتر شدن وضع اقتصاد جهانی، مانع عمل برلوسکونی به وعدههایش شد. با وجود اینکه برلوسکونی قانون انتخابات را به نفع ائتلاف خود تغییر داده بود در سال ۲۰۰۶ از ائتلاف چپگرایان به رهبری رومانو پرودی شکست خورد.
💡 لذا راه سوم را كه همان متوارى بودن باشد كه يكنوع مبارزه منفى و نهى از منكر عملى بودانتخاب كرد، در اينجا مناسب است بطور فشرده به تشريح وضع زندگى ساده او درمخفيگاه بپردازيم و از اين رهگذر به اختناق و عدم آزادى زمامداران خودكام بنى عباس پىببريم.