لغت نامه دهخدا
خواب جا. [ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) جای خواب. مرقد. خوابگاه. رجوع به خواب جای شود.
خواب جا. [ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) جای خواب. مرقد. خوابگاه. رجوع به خواب جای شود.
جای خواب مرقد خوابگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شتر در كنار خانه شخصى نشست، و آن شخص گفت: شب گذشته در خواب ديدم كهامام رضا (عليه السلام ) مهمان من است.
💡 امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت وز عارض او چشم ترم آب دگر داشت
💡 خواب غفلت شسته ایم از چشم خواب آلودگان هرکجا اشکی ز چشم اشکبار افشانده ایم
💡 ای بی خبران از غم او مرده دلانید جز مرگ چه تعبیر بود خواب گران را
💡 (يا على خواب عالم از عبادت عابد جاهل بهتر و فضيلت آن بيشتر است ).(321)
💡 در خوابهایم کودکِ غمگینیست/ روحالامین امینی/ انتشارات آرمانشهر