خرد موی

لغت نامه دهخدا

خردموی. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) که موی خرد دارد. ( از یادداشت بخط مؤلف ): اَجْرَد؛ اسب خردموی. ( تاج المصادر بیهقی ):
سخت پای و ضَخْم ران و راست دست و گردسم
تیزگوش و پهن پشت و نرم چرم و خردموی.منوچهری.

فرهنگ فارسی

آنکه موی خرد دارد

جمله سازی با خرد موی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلم بسته روی و موی تو شد خرد رفته هوش کوی تو شد

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز