جام پر از شیر و

لغت نامه دهخدا

جام پر از شیر و می. [ م ِ پ ُ اَ رُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) پیاله بلور و حلبی و مانند آن. ( آنندراج ). || کنایه از پیاله پر از آب کوثر باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
به من داد جامی پر از شیر و می. نظامی. || دهان معشوق را نیز گویند. ( برهان ). لب و دهان معشوق. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || کلامی که شنیدن آن مردم را به شور اندازد و حال آورد. ( برهان ). کنایه از کلام خوب و شیرین که مستی و حال آرد. || اشعار خوب را نیز گفته اند.( برهان ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به جام پر از می شود.

جمله سازی با جام پر از شیر و

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق است یکی جام پر از یاد لب دوست سرمستی کونین در آن جام نهادند

💡 جهد کن جهد که در پای گل و سایه ی سرو شیشه خالی ز می و جام پر از باده کنی

💡 هزار جام پر از زهر داده بود فراق رسید معدن تریاق و کرد تریاقی

💡 ای آنکه بود جام پر از باده ی نابت با مدعیان می نگرم مست و خرابت

💡 کف به لب آورده باز جام پر از لعل می می به کف آور ببین روی پریوار گل

💡 جام پر از عقار کن جان مرا سوار کن زود پیاده را ببین گشته سوار ای صنم