فاقع

لغت نامه دهخدا

فاقع. [ ق ِ ] ( ع ص ) سخت زرد. ( منتهی الارب ). هر چیز بسیار زرد و أصفر. ( آنندراج ): صفراء فاقع؛ زرد زلال. زردی زرد. ( یادداشت بخط مؤلف ). || هر رنگ خالص بی آمیغ، سپید باشد یا غیر آن. ( منتهی الارب ): احمر فاقع؛ سرخ خالص. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

زرد پررنگ.

فرهنگ فارسی

سخت زرد. هر چیز بسیار زرد و اصفر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فَاقِـعٌ: زرد روشن
ریشه کلمه:
فقع (۱ بار)
«فاقِع» از مادّه «فَقع» به معنای زرد خالص و یک دست است.
. فقع به معنی زردی شدید است «فَقَعَ لَوْنُهُ فَقْعاً: اِشْتَدَّتْ صُفْرَتُهُ» یعنی :آن گاوی است زرد پررنگ که بینندگان را شاد می‏گرداند، این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده است.

جمله سازی با فاقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرمود: (( و اللّه لوددت ان يدى ملصقة بها فاقع الى الارض اوحيث اقع فاتقطع قطعةقطعة و ان اللّه اصلح بين امة محمّد صلى اللّه عليه و آله )). )) (286)

💡 براى تفهيم سره و خالص و محض بودن هر رنگى وفى خاص است؛ مثلاً درباره زرد و زردىِ خالص گفته مى شود: اءصفر فاقع، براى سفيد اءبيض ناصع، براى سياه اءسود حالك، براى قرمز اءحمر قانى، براى سبز اءخضر ناضر(371).

💡 قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها قال انهيقول انها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرين؛(287) گفتند: از خدايتبخواه براى ما روشن كند كه رنگ آن چگونه باشد؟ موسى گفت خداوند مى فرمايد گاوىباشد زرد يكدست، كه بينندگان را خوش ‍ آمده و مسرور سازد.

💡 - عن فضل بن شاذان عن بعض اءصحابنارفعه إ لى اءبى عبداللّه عليه السلام اءنه قال: من لبس نعلاً صفراء لم يزل مسروراً حتّى يبليها كما قال اللّه: (صفراء فاقع لونها تسرّ النَّاظرين ) و قال: من لبس نعلاً صفراء لم يبلها حتّى يستفيد علماً اءو مالاً(481).

💡 موسى (عليه السلام ) در پاسخ (گفت: خدا مى فرمايد: گاو ماده اى باشد زرد يكدستكه رنگ آن بينندگان را شاد و مسرور سازد)(قال انه يقول انها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرين ).

💡 فاتع از فَقَعَ يَفْقَعُ فقعاً و فقوعاً به معناى صاف و خالص و يك دست است، كه غالباً در رنگ زد استعمال شده، گفته مى شود: اءصفر فاقع.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز