جای مهر

لغت نامه دهخدا

جای مهر. [ ی ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کیسه کوچکی که مهر ( خاتم ) در آن نهند. کیسه کوچکی که مهر سجده در آن نهند. || پینه ای که بر پیشانی عباد از کثرت سجده پیدا شود. || جایی از صف جماعت که مهر در آن نهند بعلامت اینکه قبلا کسی این مکان را متصرف شده و هنگام نماز خواهد آمد. || مجازاً، موضوعی بهانه مانند برای طرح مجادله و نزاع: جای مهری برای خود گذاشته. رجوع به جای مهر گذاشتن شود.

فرهنگ فارسی

کیسه مهر خاتم

جمله سازی با جای مهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز خون دیده من نامه به یار نویس به جای مهر که آمد تو انتظار نویس

💡 اگر چند مشکین شد آن خوب‌چهر دژم شد دلارای را جای مهر

💡 دادیم جای مهر تو را در زمین دل تخمی به خاک این ده ویرانه ریختیم

💡 لذت دیدار نتوان یافت صائب از نقاب ماه جای مهر عالمتاب نتواند گرفت

💡 به دل بر جفا کرد بر جای مهر بدین سر دگرگونه بنمود چهر

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز