بی نقصان

مترادف‌ها

کامل، بی‌نقص، بی‌عیب

متضادها

ناقص، معیوب

لغت نامه دهخدا

بی نقصان. [ ن ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + نقصان ) بدون کاستگی. بی کمی:
در هوای عشق حق رقصان شوند
همچو قرص بدر بی نقصان شوند.مولوی.گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن
بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست.سعدی.رجوع به نقصان شود.

فرهنگ فارسی

بدون کاستی ٠ بی کمی ٠

جمله سازی با بی نقصان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پادشاهی کز کمال قدرت و حکمت نمود علم بی نقصان او در آفرینشها کمال

💡 گوی آنگه راست و بی نقصان شود کو ز زخم دست شه رقصان شود

💡 عشق بی نقصان و عاشق بی غرض راه بی پایان و دریا بی کنار

💡 در زیادت از تو ملک و آسمه ملک بی نقصان شروانشاه باد

💡 در زوایای فلک چشم بصیرت بگشای با همه فضل برون آر که بی نقصان چیست

💡 این اثر هنری با دقت و ظرافت بسیار زیادی خلق شده است و تمامی جزئیات آن به گونه‌ای اجرا شده که کاملاً کامل و بی نقصان به نظر برسد.

💡 برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب در آزمایش‌های علمی، تمامی مراحل باید با رعایت دقیق پروتکل‌ها و به صورت بی نقصان انجام شوند تا نتایج قابل اعتماد باشند.

💡 او تمام وظایف محوله را با دقت بالا و به صورت بی نقصان انجام داد تا مدیر شرکت از عملکرد حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیر او قدردانی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران