بی رهنما

لغت نامه دهخدا

بی رهنما. [ رَ ن َ / ن ِ / ن ُ ] ( ص مرکب ) بدون رهنمای و هادی. ( ناظم الاطباء ). بی رهنمای.

فرهنگ فارسی

بدون رهنمای و هادی. بی رهنمای.

جمله سازی با بی رهنما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که این ره می رود بی رهنما کی شود با بهره از نور لقا

💡 داری سفر به پیش و همی بینم بی رهنما و راحله و زادت

💡 رهنمائی جوی از وی کو شناسد راه را چون نبرد اینره کسی هرگز بسر بی رهنما

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز