لغت نامه دهخدا
بس خواسته. [ ب َ خا ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مطلوب و معشوق باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به فرهنگ دساتیر ص 236 و بس جسته شود.
بس خواسته. [ ب َ خا ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مطلوب و معشوق باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به فرهنگ دساتیر ص 236 و بس جسته شود.
کنایه از مطلوب و معشوق باشد.
💡 ز بس خواسته کان پراگنده شد ز زر و درم کشور آگنده شد
💡 مرا گفت رستم ز بس خواسته هم از کشور و گنج آراسته
💡 درفشان و پیلان آراسته بسی لشکر و گنج و بس خواسته