برور

لغت نامه دهخدا

برور. [ ب َرْ وَ ] ( اِ ) فراویز وسجاف جامه و دامن و سرهای آستین پوستین. ( برهان ). پیوند که در جامه کنند. ( شرفنامه منیری ). سنجاف و فراویز جامه و دامن و سرهای آستین و پوستین. ( هفت قلزم ). بروز. و رجوع به بروز شود. || ( هزوارش،اِ ) به لغت زند و پازند، به معنی برادر. ( برهان ).
برور. [ ب َرْ وَ ] ( ص مرکب ) مخفف بارور. باردار و میوه دار. ( برهان ). صاحب بار و صاحب میوه. ( هفت قلزم ). مثمر. نخل بارور. ( آنندراج ):
ز سر تا بپایش ببوئید سخت
شداز پیش او سوی برور درخت.فردوسی.بدخل نیک و بتربت خوش و بآب تمام
بکشتمند و بباغ و ببوستان برور.فرخی.گر درخت ازبهر بر باشد عزیز
جان بر است و تن درخت برور است.ناصرخسرو.گیتی چو چشم و صورت ایشان درو بصر
عالم درخت برور و ایشان بر او برند.ناصرخسرو.شاخی که بار او نبود ما را
آن شاخ پس چه بی بر و چه برور.ناصرخسرو.
برور. [ ب ُ ] ( ع مص ) راستگو شدن درسوگند. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || فرمان بردن و فرمانبرداری پدر و مادر. ضد عقوق. ( از منتهی الارب ). بِرّ. بَرّ. و رجوع به بر شود.

فرهنگ عمید

= بارور

فرهنگ فارسی

بارور
راستگو شدن در سوگند یا فرمان بردن و فرمانبرداری پدر و مادر ضد عقوق.

دانشنامه عمومی

برور (دهانه). برور یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۳ دهانه اقماری دارد.

جمله سازی با برور

💡 ۲۰۱۰/ خانهٔ پسارو، ونیز، ایتالیا؛ موزهٔ هنر بوراس، سوئد؛ خانه برور هیورتس، اوپسالا سوئد.

💡 زعدل او نه به جز بر درخت بارگران به عهد او نه به جز شب کسی برور سیاه

💡 جور مرغان کشد آن مرز که پرچینه بود سنگ طفلان خورد آن شاخ که برور گردد

💡 برور آبلی (زاده ۲۶ ژوئیه ۱۸۸۰ - درگذشت ۱۲ نوامبر ۱۹۶۲ در یرنه، سودتلیا، سودرمانلاند) کارگردان، بازیگر، خواننده، نویسنده و صاحب سینما سوئدی بود.

💡 با خروج شاه از ایران کار بروری دو نیروگاه بوشهر هریک با ظرفیت ۱۲۹۳ مگاوات متوقف شده‌است و با وجود درخواست ایران برای ادامه کار، دولت آلمان اجازه صدور به تجهیزات را نمی‌دهد.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز