پله چوب

لغت نامه دهخدا

پله چوب. [ پ َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) بازی الک دولک. رجوع به الک دولک شود.

فرهنگ فارسی

بازی الک دولک

جمله سازی با پله چوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفـيـق كـه اثـاثـيـه را مـرتـب گـذاشـت من رفتم روى فرش نشستم و چوب را پهلوى خودگـذاشتيم چپق خواستم بكشم رفيق بى خيال من از او پرسيد كه آب در كجاست كه ما را آبلازم است. گفت آب در بيرون كاروانسرا است لكن پنجاه - شصت پله رو به پايين مى رودكوزه خود را بدهيد من مى روم آب مى آورم.

💡 یکی از دیدنی‌های اصلی مسجد جامع بروجرد، منبر چوبی نه پله آن است و حکاکی روی آن، تاریخ هزار و شصت و هشت هجری قمری را نشان می‌دهد. سازنده آن، یارمحمد نجار بوده‌است. در بین اهالی بروجرد شایع است که حسن مجتبی دومین امام شیعیان سفری به بروجرد داشته و بر بالای این منبر سخنرانی کرده‌است که با توجه به تاریخ ساخت منبر و نبودن اطلاعات کافی، امری نادرست می‌نماید.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز