بامین

لغت نامه دهخدا

بامین. ( اِخ ) نام قصبه ایست از اعمال هرات بر ناحیه بادغیس. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ظاهراً همان بامئین است و البته غیر از بامی و بامیان معروف است که در نواحی شمال شرقی افغانستان امروزی است. و منسوب به بامین، بامنجی است:
دیگر چو تو کیست چون تو گشتستی
مفتی و فقیه بلخ و بامین را.ناصرخسرو ( دیوان ). || صورت دیگری از بامی لقب شهر بلخ:
گویی که فلان فقیه گفته ست
آن فخر امام بلخ بامین.ناصرخسرو.گه بلابین بلخ بامینم
گه غم آگین مرو شهجانم.روحی ولوالجی.

فرهنگ فارسی

نام قصبه ای در هرات است

فرهنگ اسم ها

اسم: بامین (دختر) (فارسی) (تلفظ: bāmin) (فارسی: بامين) (انگلیسی: bamin)
معنی: صورت دیگری از بامی، ( = بامی )، بامی، لقب شهر بلخ و نام جایی در هرات افغانستان بامی، نام روستایی در نزدیکی هرات

جمله سازی با بامین

💡 گوئی که فلان فقیه گفته‌است آن فخر و امام بلخ و بامین

💡 بشد قارن و موبد و مرزبان سپاهی ز بامین و ز گرزبان

💡 همه کاخ پر موبد و مرزبان ز بلخ و ز بامین و ز کرزبان

💡 بادا همیشه خرم برکف شراب نوشین گاهی به مرو شهجان‌ گاهی به بلخ بامین

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز