مشاد

واژه «مشاد» واژه‌ای عربی و از ریشه «شید» و «تشیید» است که در زبان فارسی و عربی به عنوان صفت به کار می‌رود و دارای چند معنای نزدیک به هم است. یکی از مهم‌ترین معانی این واژه «برافراشته»، «استوار» و «بلند ساخته شده» است و معمولاً برای توصیف بناها، دیوارها، قصرها یا ساختمان‌هایی به کار می‌رود که با استحکام و شکوه ساخته شده‌اند. در متون ادبی و کهن، هنگامی که از «قصر مشاد» یا «بنای مشاد» سخن گفته می‌شود، منظور قصری بلند، محکم و باعظمت است که به گونه‌ای استوار برپا شده باشد. این واژه از نظر معنایی با مفاهیمی مانند افراشته، استوار، استحکام‌یافته و محکم‌شده ارتباط دارد و در زبان ادبی بار معنایی شکوه و قدرت نیز در خود دارد. در متون عربی، واژه «مشید» و «مشاد» گاه در توصیف دژها و ساختمان‌های بلند و مقاوم به کار می‌روند و مفهوم عظمت و استواری را به ذهن منتقل می‌کنند. از نظر دستوری، این کلمه صفت محسوب می‌شود و بیشتر در متون ادبی، تاریخی و کهن دیده می‌شود و در زبان گفت‌وگوی امروزی کاربرد چندانی ندارد. شاعران و نویسندگان کلاسیک فارسی نیز گاهی این واژه را برای توصیف کاخ‌ها، باروها و بناهای باشکوه به کار برده‌اند تا حس عظمت، قدرت و پایداری را در ذهن خواننده ایجاد کنند.در برخی از فرهنگ‌های لغت، از جمله لغت‌نامه دهخدا و ناظم‌الاطباء، برای این واژه معنای دیگری نیز آورده شده و آن «هلاک شده» یا «هلاک کرده» است، هرچند این کاربرد نسبت به معنای نخست کمتر رایج است. بنابراین، این کلمه را می‌توان واژه‌ای ادبی و کهن دانست که در اصل به معنای برافراشته، استوار و محکم ساخته شده است و در برخی منابع نیز معنای هلاک‌شده یا نابودشده برای آن ذکر شده است.

لغت نامه دهخدا

مشاد. [ م ُ ] ( ع ص )برافراشته. || هلاک کرده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

برافراشته هلاک کرده