حبره

واژه «حِبَرَه» در لغت و اصطلاح فقهی به نوعی پارچه گران‌بها و زینتی گفته می‌شود که در گذشته بیشتر در یمن تولید می‌شد و به دلیل کیفیت بالا و نقش‌ونگارهای خاص خود شهرت داشت. این پارچه معمولاً از پنبه یا کتان بافته می‌شد و اغلب دارای طرح‌های سیاه و سفید یا رنگ‌های تزیینی بوده است. در منابع فقهی، «حبره» به عنوان یکی از انواع برد یا پارچه‌های یمانی معرفی شده که از نظر ارزش و زیبایی در میان پارچه‌های زمان خود جایگاه ویژه‌ای داشته است. کاربرد اصلی این واژه در احکام اسلامی، در بحث کفن میت مطرح می‌شود، جایی که از آن به عنوان پارچه‌ای مستحب برای افزایش کیفیت کفن استفاده می‌گردد. فقها بیان کرده‌اند که مستحب است میت علاوه بر کفن واجب، با پارچه‌ای از نوع حبره نیز پوشانده شود تا احترام بیشتری برای او رعایت گردد. برخی منابع فقهی تصریح کرده‌اند که این پارچه نباید از نوع زربافت یا حریر باشد، زیرا این نوع پارچه‌ها در احکام کفن جایگاه متفاوتی دارند. همچنین در برخی روایات و دیدگاه‌های فقهی آمده است که اگر حبره از شهر یمن یا مناطق مشابه باشد، مطلوب‌تر و مناسب‌تر خواهد بود، هرچند برخی فقها این ویژگی جغرافیایی را شرط لازم ندانسته‌اند. در احکام مربوط به کفن، تأکید شده که بر روی پارچه حبره می‌توان نوشته‌هایی مانند نام میت، شهادتین و اعتقادات دینی را نیز درج کرد. از نظر لغوی، این واژه علاوه بر معنای پارچه، به هر نوع پوشش زیبا و آراسته نیز اطلاق شده است.

لغت نامه دهخدا

( حبرة ) حبرة. [ ح ِ ب ِ رَ ] ( ع اِ ) زردی دندان. حِبر. حِبرة.
حبرة. [ ح ِرَ ] ( ع اِ ) زردی دندان. ج، حبر. ( معجم البلدان ).
حبرة. [ ح َ ب َ رَ ] ( ع اِ ) مقام پاپ. منصب بابا || ابوحبرة. تابعی است.
حبرة. [ ح َ رَ ] ( ع مص ) حَبْر. حَبَر. حبور. شاد کردن. و رجوع به حبر شود. || ( اِ ) زردی دندان. ( معجم البلدان ). || نعمت. || سرود بهشت. || نغمه نیکو. || مبالغه در چیزی خوب. || شادی. نشاط. ( منتهی الارب ). || ( اِ مص ) رامش. ( مهذب الاسماء ). || فراخی عیش. و در مثل است: معالحبرة عبرة. ( منتهی الارب ). و رجوع به حَبَر شود.
حبرة. [ ح ِ ب َ رَ ] ( ع اِ ) برد حبرة؛ نوعی از چادر یمانی. برد حبرة و برد حبرة ( علی الوصف و الاضافة ). ( منتهی الارب ). و آن جامه ای راه راه یعنی مخطط است که به یمن کنند. حبرة عبیرة؛ پارچه یی که مستحب است بدن میت بدان پوشیدن. ( شرایع الاسلام، دوکری ج 1 ص 31 ): قلت لانس بن مالک ای اللباس کان احب و اعجب الی رسول اﷲ( ص ) قال: الحبرة. ( طبقات ابن سعد ج 2 ص 218 ). || پارچه ٔسیاه کمرنگ تر از مشکی. بردِ حبرَه َ. ج، حِبَر، حِبَرات. و رجوع به حبر شود. || زردی دندان.
حبرة. [ ح ُ رَ ] ( ع اِ ) گره درخت که بریده از آن آوند سازند. || زردی دندان. ( منتهی الارب ).
حبرة. [ ح ِ ب َ رَ ] ( اِخ ) ابن نجم. محدث است. ( منتهی الارب ).
حبرة. [ ح ِ رَ ] ( اِخ ) حصنی است به مدینه منوره. || مالی است هم در مدینه از آن بنی قینقاع. ( منتهی الارب ). || اطم من اطام الیهود بالمدینة فی دار صالح بن جعفر. ( معجم البلدان ).
حبرة. [ ح ِ رَ ] ( اِخ ) نام دختر ابی ضیغم بلویة و او شاعره تابعیه بوده است. ( قاموس الاعلام ) ( منتهی الارب ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حِبَرَه نوعی برد یمانی است که به آن حبره عبری نیز گفته می شود. مستحب است میّت علاوه بر پارچۀ سرتاسریِ واجب، در پارچۀ سرتاسری دیگری از نوع حبره کفن شود.
حبره پارچه ای گرانبها و تزیینی به رنگ سیاه و سفید از پنبه یا کتان است که در یمن تولید می گردید. از آن در باب طهارت سخن گفته اند.
احکام حبره
از قطعات واجب کفن، پارچۀ سرتاسری است. بنابر قول مشهور، مستحب است میت علاوه بر پارچۀ سرتاسریِ واجب، در پارچۀ سرتاسری دیگری از نوع حبره کفن شود. برخی، استحباب را نپذیرفته و گفته اند: مستحب است یکی از سه قطعۀ واجب یا خصوص پارچۀ سرتاسریِ واجب، حبره باشد. بر قول نخست، ادعای اجماع شده است. برخی تصریح کرده اند مستحب است حبره از «عَبْرَه» (شهری در یمن) باشد. برخی گفته اند: استحباب حبره اختصاص به حبرۀ یمنی ندارد، بلکه حبره غیر یمنی نیز کفایت می کند. بنابر تصریح جماعتی، حبره نباید زرباف باشد. برخی، حریر را نیز به زرباف ملحق کرده اند. مستحب است بر حبره، همچون دیگر قطعات کفن، نام میّت، شهادتین، اسامی ائمّه علیهم السّلام و اقرار به امامت و ولایت ایشان نوشته شود.

جمله سازی با حبره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مستحبّ است كه يك حبره و بُرد يمنى سرخ يا سفيد، و سرتاسرى ديگر؛ و نيز پارچه اى كه بتوان دو رانِ ميّت را به هم بست، و بر كمر ميّت پيچيد، به آنها افزوده شود

💡 حبره و بُرد يَمَنى (87) و يا هر پارچه ديگر به جاى آن را باز نموده وبعد سرتاسرى را باز كرده و پنبه بر آن قرار مى دهند، و به طور كامل ذريره برآن مى پاشند، و سپس با مهربانى بر ميّت، او را در سرتاسرى و حبره به آرامى مىپيچند. و دوسر آن را از طرف سر ميّت و از سمت پاهايش ‍ مى بندند.

💡 امام صادق: در سه پارچه، كه در دو پارچه آن صحارى (قريه اى در يمن ) بود، و يكپارچه آن حبره (نوعى برد يمنى ) بود پارچه برد كمياب بود(از اين رو دو پارچه ديگر، صحارى شد).