لغت نامه دهخدا
بازپس ماندن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب ماندن. دنبال ماندن. تأخر:
که چون شیرین ز خسرو بازپس ماند
دلش در بند و جانش در هوس ماند.نظامی.شتابنده تر و هم علوی خرام
ازو بازپس مانده هفتاد گام.نظامی.
بازپس ماندن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب ماندن. دنبال ماندن. تأخر:
که چون شیرین ز خسرو بازپس ماند
دلش در بند و جانش در هوس ماند.نظامی.شتابنده تر و هم علوی خرام
ازو بازپس مانده هفتاد گام.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مأمون دریافت که ماندن در مرو بیهوده است و بغداد نمیتواند بدون حضور خلیفه اداره شود. بازگشت به پایتخت مرکزی بیانگر بازگشت به آیین عربی بود که بغداد، پایتخت پدرانش، نمایانگر آن بود. مأمون از خلال اقدامات وزیرش، به این باور رسد که برای تسلط کامل بر حکومت و بازپسگیری ایران از او و سایر اشغالگران عرب، از درون نقشه میکشد؛ بنابراین برای رهایی از وی به عنوان ضرورتی سیاسی تلاش کرد. مأمون در آغاز سفرش به بغداد، در شهر سرخس، نقشه قتل فضل بن سهل را در شعبان ۲۰۲ق/۸۱۸م طراحی کرد.