«بسام کرد» نام یکی از کهنترین شاعران زبان فارسی دری است که در سده سوم هجری و در روزگار حکومت صفاریان میزیسته است. درباره تاریخ دقیق تولد و وفات او اطلاعات روشنی در دست نیست، اما بر پایه منابع تاریخی، او از شاعران پیشگام فارسیزبان به شمار میآید و در شکلگیری شعر فارسی دری نقش مهمی داشته است. واژه «بسام» در زبان عربی به معنای بسیار خندان و خوشرو است و «کرد» در نام او لزوماً به قوم کرد امروزی اشاره ندارد، بلکه در آن دوره گاه به معنای چوپان، صحرانشین یا فردی وابسته به نواحی روستایی و بیابانی به کار میرفته است. برخی منابع نیز لقب او را «بسام گُرد» نوشتهاند که «گُرد» به معنای پهلوان و دلیر است. بسام کرد در آغاز از خوارج سیستان بود و با حکومت صفاریان و به ویژه یعقوب لیث صفاری مخالفت میکرد، اما بعدها به دربار او پیوست و به سرودن شعر پرداخت. اهمیت او بیشتر به این دلیل است که اشعار باقیمانده از وی از کهنترین نمونههای زبان فارسی دری به شمار میرود و ویژگیهایی مانند سادگی، خشونت زبانی، تأثیر لهجههای محلی و ناپختگی وزن و قافیه در آنها دیده میشود. این ویژگیها نشان میدهد که زبان فارسی در آن زمان هنوز به صورت کامل و رسمی شکل نگرفته بود و شاعران در حال تجربه و تکامل آن بودند. به همین دلیل، نام بسام کرد در کنار شاعرانی مانند محمد بن وصیف سگزی و محمد بن مخلد، همواره در تاریخ ادبیات فارسی به عنوان یکی از نخستین شاعران پارسیگوی مطرح میشود. بنابراین، «بسام کرد» نام یک شخصیت تاریخی و ادبی برجسته است که در آغاز شکلگیری شعر فارسی دری نقش مهمی ایفا کرده و آثار اندک اما ارزشمند او بخشی از میراث ادبی ایران به شمار میآید.
بسام کرد
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بسّام کُرد، از نخستین شاعران زبان فارسی دری است.
بسّام کُرد، از نخستین شاعران زبان فارسی دری. تاریخ تولد و وفات او معلوم نیست، اما از تاریخ سیستان درمی یابیم که در زمان صفاریان، یعنی در اواسط قرن سوم هجری می زیسته است.
او را بغلط از قبیله کردها دانسته اند و شاید به همین سبب ایرج افشار سیستانی در بزرگان سیستان نامی از او نبرده است.
اما کُرد به معنای چوپان و صحرانشین است و با قبایل کرد در غرب ایران نسبتی ندارد و سخن بازورث که روستاییان و مناطق بیابانی را رکن اصلی مذهب خارجی می داند مؤیّد این مطلب است.
لقب او را گُرد نیز نوشته اند.
بسّام از خوارج محلی سیستان بود که در ابتدا با یعقوب لیث صفاری (متوفی ۲۶۵) جنگید و پس از آن که یعقوب، عمّار رهبر خوارج، را کشت به ملازمان یعقوب پیوست و با پیروی از طریق محمد وصیف سگزی در شعر به سخنوری پرداخت.
از آن جا که زبان فارسی در این دوره فاقد صورت رسمی است، در تعیین نخستین شاعر پارسی گوی اختلاف نظر بسیار است.
در این میان، روایت تاریخ سیستان، به سبب ابتدایی بودن اشعار و دلالت آن بر وقایع تاریخی، در معرّفیِ محمدبن وصیف سگزی و بسّام کرد و محمدبن مخلّد به عنوان نخستین شعرای فارسی که در اوایل و اواسط قرن سوم می زیسته اند، نسبتاً صحیح تر است.
قصیده بجا مانده از بسام
از قصیدهمدحی بسّام برای یعقوب این پنج بیت به ما رسیده است:
هرکه نبود او به دل متّهم/ بر اثرِ دعوت تو کرد نعم // عَمر (و) ز عمّار بدان شد بری/ کاوی خلای آور (خلاف آورد) تا لاجرم // دید بلا بر تن و بر جان خویش/ گشت به عالَم تنِ او در اَلَم // مکه حرم کرد عرب را خدای/ عهد ترا کرد حَرم در عجم // هر که در آمد همه باقی شدند/ بازِفنا شد که بدید این حرم.
اگر چه ممکن است در این ابیات و ابیاتی دیگر که از محمدبن وصیف سگزی و محمدبن مخلّد ذکر شده تصحیف و تصرفی صورت گرفته باشد، اما خشونت، ناپختگی، قدمت بیان، کاربردِ لهجه های محلی و تلمیحات اسلامی که به صورت ناپخته ذکر شده است، مطابقت اوزان هجایی با عروض عرب و نقص در اوزان و قوافی آشکار است.
جمله سازی با بسام کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولین مدیحه در پارسی ظاهراً در سیستان به وسیلهٔ محمد سگزی[نیازمند ابهامزدایی] و بسام کرد سروده شد؛ که در مدح یعقوب لیث بود. رودکی نیز مانند غالب شعرا شاعری درباری بود و درمدح و تکریم شاهان و فضلا بیت میسرود. مدایح او غالباً به صورت قصیدهاند. گاهی تنها در پایان قصیده چند بیت در مدح کسی نیز گفته و اضافه میشود و گاهی نیز قصاید بلندبالایی در مدح بزرگان در اشعار او دیده میشود.